این روزهای یلدا و یاسین
از یلدا خانوم بگم که خودش رو مشغول میکنه با کلاس رفتن وخمیر بازی و نقاشی و دیدن کارتون و گاهی هم بالا رفتن از سرو کول ما طفلک بابایی خسته و کوفته از سر کار میاد میشه اسب خانوم و کلی باهاش بازی میکنه تا یلدا خانوم راضی بشه با من کاری نداره یاسین رو بغل کنم اینو قبول کرده که یاسین به من نیاز داره و باید بغلش کنم اما از باباش نمیگذره میگه یاسین و بده مامانش نباید بغلش کنی طفلک حق داره خودش خیلی کوچیکه و همچنان احتیاج داره بغل بشه.. روز همایش شیرخوارگان هم رقیه داشتم هم علی اصغر احساس خوبی بود روز تاسوعا هم نذریتون که دو برابر شده بود رو پخش کردیم انشاالله که بیمه علی اصغر و رقیه خاتون باشید ...
نویسنده :
مهتـ❤ـاب مامان یلـ♥ـدا و یاسیــ♥ــن
16:46




